با نام خدا

شرکت های « زال » :

شرکت مشاوره اقتصادی « زال » روسیه . به شماره ثبت 1157746305298

شرکت مشاوره اقتصادی « زال » ترکیه  . به شماره ثبت 9960447940

توسط آقایان : محمد صادق نادعلیزاده و محمد اسماعیل ذاکر در روسیه و ترکیه تاسیس شده اند .

هدف از تاسیس این شرکت ها ، ارائه خدمات مشاوره اقتصادی به شرکت های ایرانی ، ترک و روسی در راستای همکاری های اقتصادی بین آنهاست .

تجربه 47 سال فعالیت اقتصادی و داشتن ارتباطات قانونی و منطقی تجاری در هر سه کشور ، پشتوانه این فعالیت است .

هیچ کدام از شرکت های « زال » کار تجاری انجام نمی دهد .

تنها وظیفه ما ارائه راه کار ورود به بازار ، مطالعه ، تحقیق و ایجاد ارتباط قانونی است .

هر دو شرکت ، با مسئولیت محدود ، ثبت شده و اکثریت سهام متعلق به موسسین است .

آقای محمد صادق نادعلیزاده مدیر عامل شرکت « زال » روسیه ، آقای علی نادعلیزاده مدیر عامل شرکت « زال » ترکیه و آقای محمد اسماعیل ذاکر رئیس هیئت مدیره هر دو شرکت و مدیر کلیه امور در ایران هستند .

رزومه مدیرعامل زال روسیه در سایت : www.nadalizadeh.com در دسترس است.

هدف دراز مدت موسسین ، اجرای طرح بزرگ « شبکه جهانی ابریشم » می باشد .

چرا اسم زال را برای شرکت های خود انتخاب کردیم :

زال

زال پدر رستم که خود فرزند سام بود . زال سام نریمان . شخصیت زال در شاهنامه یکی از اشخاص بسیار خاص است آن هم به خاطر داستان عاشقانه ای است که زال با رودابه پیدا می کند . داستان عاشقانه ای که به جرأت می توانیم بگوییم که از زیباترین داستانهای عاشقانه زبان فارسی است .

وقتی که زال به زابل بر می گردد و پدرش سام پادشاهی زابل را به او می سپارد، روزی زال با اطرافیان خودش از زابل بیرون می رود و طی سفری به کابل می رسد . مهراب پادشاه کابل است و از او دیدار می کند و آنها همدیگر را می پسندند و خلاصه زال خبر دار می شود که مهراب دختری دارد به نام رودابه و فردوسی بسیار زیبا رودابه را توصیف می کند و می گوید :

پس پرده او یکی دختر است

که رویش زخورشید نیکو تر است

ز سر تا به پایش به کردار عاج

به رخ چون بهشت و به بالای تاج

دو چشمش بسان دو نرگس به باغ

مژه تیرگی برده از پر زاغ

از آن طرف اطرافیان رودابه هم به رودابه خبر می دهند که زال بسیار پهلوانی نیرومند است و از زابل آمده و خیلی در جنگ ماهر است . این جا هم باز فردوسی در توصیف شخصیت زال خیلی قشنگ عمل می کند و می گوید که :

دل شیر نر دارد و زور پیر

دو دستش به کردار دریای نیل

رخش پژمراننده ارغوان

جوان سال و بیدار و دولت جوان

می گوید اگر چه جوان است ولی بخت و اقبالش هم جوان است .

به کین اند درون چون نهنگ بلاست

به زین اندرون تیز چنگ اژدهاست

و رودابه با شنیدن این اوصاف همان طوری که قبلاً زال با شنیدن اوصاف رودابه عاشق رودابه شده بود ، رودابه هم عاشق زال می شود و دلش به سمت زال می رود و عشق خودش را با اطرافیان خودش بیان می کند . بعد در این داستان در بحث زندگی زال نکته دیگری که پیش می آید این است که سام با این وصلت چندان موافق نیست چرا که منوچهر پادشاه ایران هم موافق نیست . از آن طرف مهراب هم پدر رودابه پادشاه کابلستان او هم به این وصلت دل خوشی ندارد و موافق نیست . در عشق هر چه مانع بیشتر، عشق شدیدتر و جذاب تر .

این جاست که موانع بسیاری پیش می آید و زال به دنبال برطرف کردن این موانع است ، بدنبال تایید گرفتن از پدرش و بعد تاییدیه منوچهر است و از آن طرف دنبال تاییدیه از مهراب است و در نهایت اینها راضی می شوند . اینها در این داستان در بحث شخصیت پردازی زال نکته دیگر زمانی است که توصیف می کند فردوسی زال را که می رود به دیدن رودابه . به قول دکتر اسلامی ندوشن یکی از زیباترین داستانهای عاشقانه فارسی داستان زال و رودابه است و مخصوصاً این صحنه که زال برای دیدن رودابه می رود پای قصر و کاخ رودابه و در آن جا می خواهد از دیوار بالا برود ولی دیوار بسیار بلند است . این طور بیان می کند که :

پری روی گفته سپهبد شنود

ز سر شعل شب گون بگشاد زود

 

می گوید که رودابه موهایش را از سرش باز می کند

کمندی گشاد او زفرق بلند

کس از مشک از آن سان نپیچد کمند

موهای بسیار خوشبو و بسیار زیبا

خم اندر خم و ماربر ماربر

برآن غبغبش تاربرتاربر

بدو گفت برتاز و برکش میان

بر شیر بگشای و چنگ کیان

رودابه به زال می گوید که این موهای من رو بگیر و به کمرت ببند و بیا بالا

بگیر این سیه گیسو از یکسوام

ز بهر تو باید همی گیسوام

نگه کرد زال اندر آن ماهروی

شگفتی بمانند در آن روی و موی

چنین داد پاسخ که این نیست داد

چنین روز خورشید روشن مباد

 

زال می گوید من اصلاً چنین کاری نمی کنم . حیف نیست . اصلاً چنین روزی نباشد . به شب بیاید که اگر من بخواهم گیسوان تو را بگیرم و بیایم بالا . در نهایت طنابی می اندازد و بالا می رود . نکته دیگر در بحث شخصیت زال آن مردانگی و پهلوانی و جوانمردی است که در وجود زال است . در همین داستان وقتی زال راه پیدا می کند به قصر رودابه تا صبح در کنار رودابه است . با او هست و با او خوش می گذراند و با او در جمع کنیزان هستند ولی دست از خطا نمی کند و به قول خود فردوسی که آن عزت نفس و پاکی دامن را زال حفظ می کند و رودابه هم همین طور و این جا فردوسی شخصیتی را که از زال می پردازد و نشان می دهد یک شخصیتی پاک و جوانمرد و مردانه است .

در جاهای دیگر و در داستانهای دیگر هم که ما می بینیم چنین شخصیتی است و خوب قاعدتاً باید شخصیت زال شخصیتی بزرگ و پهلوانی باشد که از نژاد او در نهایت بزرگ مرد شاهنامه رستم بوجود بیاید . "